bookmark

معنی سيله

سيلة

گلۀ گاو،و اسب و آهو،و شمس فخرى فسيله بمعنى گلۀ اسب،وسيله بمعنى گلۀ گاو و آهو گفته،فرخى گويد: بيت بباغ اندر كنون مردم بنزد مجلس از مجلس براغ اندر كنون آهو بنزد سيله از سيله
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص899)
sourceLink

با ثانى مجهول بر وزن حيله مطلق گله و رمه را گويند از اسبان و آهوان و گوسفندان و گاوان و امثال آنها و به زبان هندى بافتۀ ريسمانى باشد شبيه به ململ و بيشتر در ولايت دكن شود و آن را شيله با شين نقطه‌دار نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص545)
sourceLink

- [بوزن ميله] گاو و آهو و اسب باشد اما شمس فخرى فسيله را گلۀ اسب مى‌داند و سيله را گلۀ گاو و آهو مى‌گويد كه: شعر برده ز انعام شيخ ابو اسحاق هم فسيله هزار و هم سيله و در فرهنگ مطلق گلۀ گاو باشد. مثال گلۀ آهو فرخى گويد: بيت بباغ اندر كنون مردم نبرد مجلس از مجلس براغ اندر كنون آهو نبرد سيله از سيله مثال بز كوهى هم او گويد : ردۀ دشمنان بروز نبرد بر درانى چو شير سيلۀ رنگ
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص801)
sourceLink

مخفف فسيله است كه بمعنى كله كاو و كوسفند و اسب و آهو باشد شمس فخرى در ميانه امتيازى داده فسيله بمعنى كله است وسيله بمعنى كله كاو و آهو دانسته فرخى سيستانى كفته بباغ اندر كنون مردم نبرد مجلس از مجلس براغ اندر كنون آهو نبرّد سيله از سيله
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص491)
sourceLink

رمۀ گوسفند بود.فرخى گويد:[بيت] بباغ اندر كنون مردم نبرد مجلس از مجلس براغ اندر كنون آهو نبرد سيله از سيله
(
صحاح الفرس
, ص281)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]گله و رمه.و سيلى و تپانچه. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]-مأخوذ از هندى- قسمى از بافتۀ پنبه‌اى كه شيله نيز گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1977)
sourceLink

[اسم‏][عربی‏]روانى آب و جز آن.و هيئت جريان آب.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1976)
sourceLink

نيز رمه باشد.فرخى گفته است: بباغ اندر كنون مردم نبرد مجلس از مجلس#براغ اندر كنون آهو نبرد سيله از سيله
(
فرهنگ قواس
, ص73)
sourceLink

سيله

(اسم) مطلق گله و رمه. گلۀ اسبان، آهوان، گوسفندان و امثال آنها.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1743)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.